خرید بک لینک

فریاد ها هم افسرده می شوند

هرآدمی یک گوشه مخفی در قلبش دارد، یک جایی که در ان کوچه پس کوچه های رگ های اصلی قلبش. یک جای دنج. جایی با اب و هوای متفاوت. یک کنج، یک ملجا، یک چهاردیواری شاید، آرام و خلوت، که گاه از ان صدای خواننده ای زن یا مردی به گوش می رسد. و گاه صدای کودکی خرد . صدایی با نتهای مهاجم. با سولوهای پر رنگ. و گاه فریاد. گاه یک فریاد لجام گسیخته. صدایی که از اعماق حنجره زنی به بالاترین سطح رسیده است. و فریاد بر می آورد که هنوز بارقه های امید هست. بارقه های امیدی که شلاق خورده اند. تازیانه پشت تازیانه کتمان! و حنجره در بالاترین اکتاوش، از حس هایی می گوید که در آن گوشه، افسرده شده اند. یک خودآگاهی ناب شاید. نه شیادی است، نه ترسی. فریادها میان کوچه ها پراکنده می شوند..

+ نوشته شده در یکشنبه ۲ آبان ۱۳۹۵ساعت &nbsp توسط ص.شویکلو |

برچسب: نویسنده: حمید حیدریان تاريخ: يکشنبه 14 آبان 1396 ساعت: 17:16

صفحه بندی