« بوی شراب می زند، خربزه در دهان مکن»
و شنیدن کی بود مانند دیدن. سه شب و چهار روز است که بیش از دو ساعت نخوابیده ام . یکی از دوستان خبرنگارم برای مدتی در محل حادثه بود. از شدت و وسعت فاجعه، مبهوت و سرگردان شده و تعبیرخوبی دارد. می گوید:« هر آن دلم می خواهد کارگردانی، از جایی بلند فریاد بزند که کات. تمام و همه چیز به حال عادی برگردد» اما حقیقت همانند سیلی است که به صورت می زند...
برچسب:
نویسنده: حمید حیدریان