خرید بک لینک

کلید سل و تو

صدای ساز دهنی، خاص است. انگار ادم تمام فکرهایش را فوت میکند تویش، همه رنج هایش را، همه انچه را که با خود حمل میکند.
جلوی متروی جهاد، ساز دهنی می زد. با تمام قدرتش. سوال های زیادی داست از زندگی، تمام سوالها و چراهایش انگار با نت در هوا پراکنده می شد.
به تو فکر می کردم و همزمان داشتم فکر می کردم تو به کدام نت شبیهی. انوقت ها که ستار میزدم و موسیقی یاد میگرفتم، کلید اغاز سل بود. موسیقی برای من کلید اغاز دنیای بیکرانی بود که آرزوهایم را مثل یک پر در اسمان رها می کرد. یک حس وحشی مالیخولیایی که بعدش نامعلوم است. مثل حس دیدن نهنگ ها در اقیانوس
و یا شنا کردن در ساحل شنی که به ناگاه زیر پایت خالی می شود و تو باید شنا کنی. نه انقدر شیرین است که دلت را بزند و نه انقدر ترش و بی مزه که مزه اش نکنی.گمان میکنم تو در زندگی من مثل کلید سل هستی. من سه تار زندگیم را دوباره دارم با کلید سل تو اغاز میکنم.
هفت دسامبر ۲۰۱۷
جمعه، ۱۶ اذر۱۳۹۶

+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۶ساعت &nbsp توسط ص.شویکلو |

برچسب: نویسنده: حمید حیدریان تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 14:01

صفحه بندی