عصر جمعه
-
تاریخ: 1396/8/14 ساعت: 17:16
جوراباشو درآورد و گفت گرممه. برام اب خنک بیار. گفتم میچایی، آب شیر بیارم؟ گفت از کوزه بیار. عزیزیم اقدس . گفتم پیر مرد اینجا دهات نیست. اقدس باجی هم به رحمت خدا رفته. گفت واه. پس سن کیمن؟ چیزی نگفتم. بعد این همه سال بگم اقدس نیستم یا هستم؟ بذار تو
باد
-
تاریخ: 1396/8/14 ساعت: 17:16
باد میان موهایم لغزید. خوشحال بود. می گفت موهایم چه نازک خیال شده اند این روزها. وقتی او آمد، باد آرام شد. خودش را جایی جمع کرد. از ضرب آهنگ افتاد. او آمد و دستهایش را میان موهایم کشید. باد حسادت کرد! نازکی خیال موهایم ترد تر شد. چشمهایش را بست و در میان گوشهایم نجوا کرد: چه دستهایی دارد او. روبروی ...
نشانی آدم ها
-
تاریخ: 1396/8/14 ساعت: 17:16
بهم گفت «من هیچ نشونه ای ندارم. زود از خاطره ها پاک میشم.« خوبه که منو یادت میاد. بهش گفتم «اتفاقا به یادتم.» ادمها فکر می کنن که پاک می شن. ولی نمیشن. جسمشون شاید بره ولی روحشون نه. کیه که حالشو کسایی که فکر می کنن نشونه ندارن، فکر می کنن که
نرازوی خواستن و نخواستن
-
تاریخ: 1396/8/14 ساعت: 17:16
نرازوی خواستن و نخواستن u200f برای نخواستنهایمان همیشه بهانههای متعددی وجود دارد. بری خواستنهایمان نیز، ترازوی خواستن و نخواستن همیشه آن بالا جلوی u200fچشمانمان گذاشته شده است. هزاران هزار وزنه خواستن و هزاران هزار وزنه نخواستن داریم. آنجا روی
انطرف رود لیطانی...
-
تاریخ: 1396/8/14 ساعت: 17:16
انطرف رود لیطانی... باید بروم لبنان، بروم بعلبک، آن جا روی همان صخره همیشگی بنشیم و به ان طرف رود لیطانی نگاه کنم. می u200fخوام پاهایم سرزمین مقدس را لمس کند، جایی که ارزویمان بود. من برای ارزوهایم هیچ کار قابل توجهی انجام نداده ام.u200fباید بروم
عکس صدام بالای سرم بود...
-
تاریخ: 1396/8/14 ساعت: 17:16
#خاطرات_سفرمعمولا مقاصد عجیب و غریب سوژه های خوبی برای سفر هستند و طبیعتا در راه هم اتفاقات خوبی می افتد که این سفر راه جذاب تر و خواستنی تر خواهد بود و شما رو برای جسارت بعدی حاضر به ماجراجویی می کند ! کشور های در حال جنگ ! یا در مصیبت ازین مقاصد جذ